السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
798
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
همسرم را مىخواهم . به خداوند سوگند ميان شما جز به آن قضاوت نمىكنم . » نگاهى به سند حديثى ساختگى و آنچه آورديم در دلالت بر نادرستى حديث مورد ادّعا بسنده است ، كه سخاوى به آن تمسّك كرده است ، افزون بر اين كه سندش هم خدشهدار است . و شما دانستيد كه بخارى آن را از محمّدبنكثير كه همان العبدى است روايت مىكند و اين شخص جرح شده است همانگونه كه ذهبى در شرح حال او آورده است ، او گويد : احمدبنابوخيثمه روايت كرده و به ما گفت : ابنمعين گفت : از او ننويسيد او ثقه نبود . » « 1 » و عسقلانى گفت : « ابنمعين گويد : او ثقه نبود . » « و ابنجنيد به نقل از ابنمعين گفت : در حديثش لفظهاى مبهم ضعيف بود سپس دربارهاش پرسيدم گفت : شايسته نبود كه از او نوشته شود . » « 2 » و در طريق آن ، سفيان ثورى است كه از ضعيفها تدليس مىكرد ، آنگونه كه ذهبى و ابنحجر عسقلانى « 3 » و غير آن دو از او ياد كردهاند . بلكه به تدليس تسويه شهرت يافت كه ( اهل فن ) قائلند كه اين مطلقاً بدترين و فاحشترين انواع تدليس است . « 4 » سيوطى گويد : « عراقى گفت : اين كار باعث قدح كسى است كه عمداً مرتكب آن شده است . و شيخالاسلام گفت : شكّى نيست كه اين مايه جرح است هر چند كه ثورى و اعمش بدان وصف شده باشند ، پس عذرى پذيرفته نيست كه آن دو چنين فعلى را انجام نمىدهند ، جز در حق كسى كه نزد ايشان ثقه و نزد ديگران ضعيف باشد . » « 5 »
--> ( 1 ) . ميزان الاعتدال 4 / 18 . ( 2 ) . تهذيب التّهذيب 9 / 371 . ( 3 ) . ميزان الاعتدال 2 / 169 ؛ تقريب التّهذيب 1 / 311 . ( 4 ) . به تدريب الراوى 1 / 186 و غير آن نگاه كنيد . ( 5 ) . تدريب الراوى 1 / 186 .